نویسنده: نازنین
گوینده: مژگان و نازنین
با خدا باش و پادشاهی کن، بی خدا باش و هرچه خواهی کن
مژگان: یه مرد ثروتمند بود که تو یک عمارت زیبا زندگی می کرد. هر چی که یه آدم ممکن تو زندگیش بخواد و داشت هرچی می خواست براش فراهم بود. رو دیوارای خونه ش نقاشی های زیبا و خیره کننده به چشم می خورد و موسیقی گوش نوازی تو هر کدوم از اتاق های خونه پخش میشد. تختخوابش همیشه مرتب و تمیز بود و همیشه با غذاهای خوشمزه و پر رنگ و لعاب ازش پذیرایی میشد .. نیازی به کار نداشت و یه باشگاه برای تناسب اندامش و و یک سینمای خانگی برای سرگرم کردنش .خونه با باغهای پر از درخت و دیوارای بلند برای دور کردن مزاحما و سرکشا احاطه شده بود
چیه ، نکنه بهش حسودیت شد… اگه بهت بگم که اون همه ی زمان خودش رو تو اون خونه تنها بوده بدون اینکه با کسی حرف بزنه
تیتراژ
نازنین: اوه، خب اول داشتم سعی میکردم خوبیاشو تصورش کنم /ولی بعد این که گفتی کلا تنها بوده نظرم عوض شده – ولی فکر نمی کنم بهش حسادت کنم! تو چطور؟ سلام، من نازنین هستم و با شما عزیزان با زنان امید، برنامه ی پر امید مهمونتونیم
منم مژگان سلام میکنم به شنوندگان همیشگیمون . امیدوارم که از برنامه ی امروز لذت ببرید
راستش نازنین من از یکی از دوستام که اتفاقا کارش مشاوره ست و تو زمینه های مختلف هم تجربه داره پرسیدم .
دوست داره به جای اون مرد ثروتمند باشه یا نه؟ جوابش این بود که نه، ترجیح میده ، بدون همه ی اون امکانات اینجا باشه و با دوستاش وقت بگذرونه و صحبت کنه .میگفت با خیلی از آدمایی که غمگین و ناراضی بودن صحبت کرده و به یه چیزی دست پیدا کرده به قول خودش میگفت کشف کرده این که ما انسانها احتیاج داریم با هم در ارتباط باشیم. اینکه ما توزندگیمون نیاز به برقرار کردن رابطه های واقعی با دیگران داریم. و خیلی از مردم تنهان و از زندگیشون ناراضین.
نازنین: حالا چجوری میشه دوست پیدا کنیم و تنها نباشیم؟
مژگان: من فکر می کنم یادگیری اولیه از تو خونه های ما شروع میشه. اولین محیطی که بچه باهاش مواجه میشه . قبل از این که بچه بفهمه و درک کنه، از همون اول پدر و مادر بهش لبخند میزنن و باهاش حرف میزنن. پدرو مادر معمولا خیلی بهش نزدیکن و به خوبی باهاش ارتباط برقرار می کنن – ما بهش همون پیوند عاطفی یا انس گرفتن می گیم. این پیوند بین بچه و والدین بدون گذروندن زمان کافی، حرف زدن و در آغوش گرفتن و محبت کردن وخیلی چیزای دیگه به وجود نمیاد و همه ی این کارا برای قوی کردن ارتباط بین نوزاد و والدین لازمه
نازنین: من فکر می کنم ما یه جورایی بهشون برای لبخند زدن پاداش می دیم /– راستی مژگان تو که مامان دوتا کوچولوی دوست داشتنی هستی بهتر می دونی که چه حسی داره. برای تو چجور تجربه ای بود /وقتی برای اولین بار ئخترت لبخند زد؟ مطمئنم که حس ناب و بی نظیری بوده!/
مژگان:راستش نازنین، من خودم شادی واقعی رو وقتی برای اولین بار دخترم خندید تجربه کردم و خیلی خوب اون روز و یادم میاد
من و همسرم خیلی هیجان زده شده بودیم و سعی می کردیم بهش لبخند بزنیم و باهاش ارتباط برقرار کنیم. و با اون همه ذوق و شوقی که از ما میدید باید یادگرفته باشه که لبخند زدن کار خوبیه.









Leave A Comment