نویسنده: نازنین
گوینده: مژگان و نازنین
من تو هیچ شرایطی ترکت نمی کنم فرقی نمی کنه چی پیش بیاد
دیگه کافی من نمی تونم ادامه بدم
چه قدر کلمات ما تاثیرگذار هستند و مرز ها رفتاری و اخلاقی رو بین ما تعیین می کنن
(تیتراژ)
مژگان: سلام سلامی گرم به گرمی آفتاب گرم به شما شنوندگان عزیز برنامه ی زنان امید. من مژگان هستم و به همراه دوست عزیزم نازنین، امروز با یه برنامه ی دیگه در کنارتون هستیم.
نازنین: منم سلام میکنم به شما شنودگان همیشگی که به ما اجازه میدید مهمون قلباتون باشیم و با کلام پدر لحظه هامون و پر معنی ونورانی کنیم. امیدوارم از شنیدن این برنامه لذت ببرید.
مژگان: نازنین واقعا چه قدر فرق می کنه وقتی با همسرت بحثت میشه بهت بگه من هیچ وقت نمیرم هرچی که پیش بیاد کنارتمو، باهم درستش می کنیم. می دونی اصلا اوه حس اون لحظه خیلی قشنگه. حس اعتماد. این که ارزشمندی و بودنت مهمه. بهت مرزها رو یادآوری می کنه ،این که کجای این رابطه هستی.
نازنین: حالا فکر کن برعکس این باشه مثلا سر هر مشکل یا بحث کوچیک/ یا وقتی که اشتباهی ازت سر برنه بهت بگه که دیگه نمی تونه تحمل کنه و همیشه با رفتنش تحدیدت کنه/ اصلا همچین ادمی از کجا معلوم که تو شرایطهای سخت زندگی دووم بیاره و کنارت باشه/ کسی که با کوچیک ترین مورد. فکر رفتن به سرش می زنه/
شاید این سوال خیلیهامون یاشه به چه کسی می شه برای یه عمر اعتماد کرد؟/
اصلا باید مجرد موند یا ازدواج کرد؟//ع
مژگان: دقت کردی معمولا وقتی یه دختر یا پسری توی فامیل مجرد مونده و مثلا سن و سالش دیگه به نزدیکای سی میرسه، بزرگترای فامیل مدام در تب و تابن که براش به اصطلاح «آستین بالا بزنن» و به زند گیش سر و سامون بدن! ولی آخه چرا واقعا؟!!! چرا خیلیا – مخصوصا از نسل های قدیم – فکر میکنن که تا کسی ازدواج نکرده، یعنی هنوز سر و سامون نگرفته. یا تصور میکنن که موظف ان کل دخترا و پسرای فامیل رو، به زعم خودشون، بفرستن به خونهی «بخت»!؟
نازنین: خنده. چه جالب !/ راستش این یه واقعیت تلخه یا شیرین نمی دونم./ اما چیزی که من خودمم الان درگیرش هستم/ میدونی که امسا سی سالم شد و مامانم دیگه مکالمه هاش پشت تلفن فرق کرده. این که دیگه وقتشه. بسه تنهایی . باید تصمیم بگیری برای زندگیت و می دونی دیگه…
البته اینم باید در نظر بگیریم اونم یه مادره و کلی ارزو داره.
به قول یه بازیگر معروف که میگه «ازدواج یه کار بزرگه . ولی من آماده ی ای کار بزرگ نیستم»،.
مژگان: واقعا همینطوره… یعنی وقتی کسی آمادگی کافی برای ازدواج نداره یا به هر دلیلی خودشو آماده ی این کار نمی بینه مجبور نیست که ازدواج کنه. حق انتخاب داره.
فارغ از این که ازدواج یه امر کاملا معنوی و باید با رضایت تو طرف انجام بشه. خیلی ها در نهایت تسلیم حرف و مردم، فشار خانواده یا جامعه میشن از تن به ازدواج ناخواسته میدن، که توقع داشت که این ازدواج به موفقیت و خوشبختی ختم بشه یا حداقل احتمالش خیلی کمه که دلایل اونم میتونه بررسی بشه یکی از اشتباهات فاحش ما اینه که خیلی مواقع در حال مقایسه ی زندگی مجردی و متاهلی هستیم. یعنی اصرار داریم که یکی از این دو تا از اون یکی بهتره! در حالیکه در واقعیت اینطور نیست! اینکه آیا مجرد بودن بهتر است یا متاهل بودن، سوال درستی نیست. چون جوابش با توجه به شرایط و فرد به فرد می تونه تغییر کنه. قطعا هر دوی اونها مزایای خودشون رو دارن، ولی اینکه کدومش برای کی بهتره رو ما نمی تونیم تعیین کنیم چون یه امر کاملا شخصیه.
نازنین: درواقع هرکسی تو زندگیش یه انتخابی داره/متأهلها انتخاب کردن که زندگیشون رو با فرد دیگه ای شریک بشن/ وقتی میگیم بله و قبول می کنیم وارد زندگی مشترک بشیم، در واقع فقط به شریک زندگیمون یه بله ی ساده نمیگیم/ بلکه همه چیه اون فرد رو قبول میکنیم و قول میدیم که تو روزای غم و سختی، شادی و آسونی کنار هم باشیم.//
اما بعضی از افراد هم انتخابشون مجرد بودنه و از این انتخاب کاملا راضیان /و نظر هرکس برای خودش محترمه ؛ پس نگاه و انتخاب آدمها در زندگی بنا به علایق، خواستهها و ترجیحاتشون شکل میگیره و ما نمیتونیم بگیم مجرد یا متأهل بودن یه سری نسخههای کلیان که یکیشون بده و اون یکی خوب. هر کدوم هم فواید داره هم معایب. به علاوه، زمان ازدواج برای افراد متفاوته.









Leave A Comment