بعضی چیزها رو نمی‌شه برنامه‌ریزی کرد.

نمی‌شه سفارش داد، نمی‌شه از قبل رزرو کرد.

یه‌هو میان، بی‌صدا، بی‌دعوت ولی…./ درست همون‌جایی که باید باشن.

امشب قراره از همین چیزها حرف بزنیم.

از لحظه‌هایی که زندگی، یه‌جور غافلگیرمون کرده.

با حضور و … / با معنا.

معجزه همیشه نور نیست.

گاهی یه تأخیر ساده‌ست که باعث می‌شه/ توی تصادف نباشی.

گاهی یه پیام اشتباهی‌ه که می‌رسه به دلِ کسی که/ دقیقاً همون جمله رو لازم داشته.

گاهی یه آدمه که بی‌دلیل وارد زندگی‌ت می‌شه، ولی بعدش می‌فهمی دلیلش چی بوده.

ما عادت کردیم دنبال معجزه‌های بزرگ بگردیم.

ولی شاید معجزه، همون چیزیه که هر روز از کنارش رد می‌شیم، بدون اینکه ببینیمش.